آنچه گذشت...

چشم وا کردیم و دیدیم این حضور

کو در آخر می رود روزی به گور

پس پی علت همه جویا شدیم،

تا که شاید ما کنیم از شک عبور

عقل تنها، بهر ما چاره نبود

از رموز این جهان آگه نبود

نزد او جز آن طریق تجربه

بهر کشف آن قوانین،ره نبود

پس همان علت فرستادش نبی

وحی اندر جان او شد منجلی

پس برای کشف اسرار جهان

عقل و وحی اش شد برامان چون پلی

از شریعت هرچه ما میخواستیم

با تفقه راه او را یافتیم

از جمیع فقه و جهد و نص و عقل

طرز حکمش را مدون ساختیم

آن مدون شد بنای این نظام[1]

گشت روشن مرز حلال و حرام

در نظر وندر عمل در هر امور

پس بشد رای خدا تکیه کلام

شکر او را، ما هم اکنون زنده ایم

در مسیر دین او رزمنده ایم

جای آراء حکیمانی ز غرب

حکم را از رای او جوینده ایم.

---------------------------------------------

[1]-نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
زهرا

سلام. ممنون از نظرتون. شعر قشنگی هست از لحاظ ساختن ابیات و استفاده کردن از کلمه های هم وزن. خیلی خوبه که توانایی این رو دارین که شعری با تعداد ابیات زیاد بگین و طبیعتا محتوای ابیات طرز فکر شاعر رو بیان می کنه. موفق باشید دوست خوب.

م. ط

سلام شعر بسیار خوب و خوش ترکیبی بود .موفق باشید.

میم

ماشاالله... خودت واقعا گفتیش؟!!