بند های شکننده

یک مربی حیوانات سیرک، میتواند با نیرنگ بسیار ساده ای بر فیل ها غلبه کند: وقتی فیل هنوز کودک است، یک پایش را به تنه درختی میبندد. فیل بچه، هر چه هم که تقلا کند، نمیتواند خودش را آزاد کند. اندک اندک به این تصور عادت میکند که تنه درخت از او نیرومند تر است.

هنگامی که بزرگ میشود و قدرت شگرفی می یابد، تنها کافی است یک نفر طنابی دور پای فیل گره بزند و او را به یک نهال ببندد. فیل تلاشی برای آزاد کردن خودش نمی کند.

همچون فیل ها، پاهای ما نیز اغلب اسیر بند های شکننده اند. اما از آن جا که هنگام کودکی به قدرت تنه درخت عادت کرده ایم، شهامت مبارزه را نداریم. بی آن که بفهمیم تنها یک عمل متهورانه ساده برای دست یافتن ما به آزادی کافی است.

پائولو کوئلیو، مکتوب

/ 3 نظر / 15 بازدید
فرشاد(برفور جون)

سلام ... خوب بود ...موفق باشي...در سايتم منتظرت هستم...داستانهاي جذاب و خواندني...تبادل لینک و لوگو میکنم....نظرت رو هم بده ...بدرود

رسول

سلام دوست عزیز. این جمله را از من به یادگار داشته باش: " آنگاه که از مبارزه دست برداریم بازنده هستیم" شاید تنها فرق ما با فیلها در همین باشد. آنها دائما استحمار می شوند اما ما قدرت عصیان داریم. ما می توانیم اگر شروع به حرکت کنیم و اگر آگاهی به دست بیاوریم. بهترین راه برای عقب ماندن نداشتن آگاهی است. من کاملا برای ارتباط آماده ام . وبلاگت را لینک می کنم منتظر ارتباط بیشتر هستم

souroosh

از نوشته های شما و از نظرخواهی شما در باره وبلاگم تشکر می کنم به اميد ديدار مجدد شما. سروش