جویای حقیقت
حیرت،شجاعت،واقع نگری و عقل مداری یاران همیشگی من اند...

اگرچه بحث پیرامون سازمان مخفی فراماسونری و اهداف و برنامه های آن محدود به سالیان اخیر و بلکه دهه های اخیر نیست،اما از چند سال گذشته کنکاش پیرامون آن شدت گرفته و افراد و تشکل های بیشتری نسبت به قبل- بویژه تحت لقای حکومت اسلامی در کشورمان ایران-به مقابله و مبارزه با آن برخواسته اند.در گذشته موضوع فراماسونری بین اهل اندیشه و فرهنگ جایگاهی کلان داشت و کمتر به جزئیات آن پرداخته میشد. اما در این چند صباح شاهد بررسی بسیار جزئی و مصداقی این بحث در میان متفکرین و اهل قلم و اندیشه بویژه جوانان هستیم. در این میان عده ای مبارزه با جریان فراماسونری را وظیفه ی اصلی خود قلمداد کرده و آن را از اهم واجبات میشمارند. با این مقدمه ی کوتاه، پرداختن به آسیب های احتمالی قشر مبارز با جریان مذکور الزامی به نظر می آید.


عدم قطعیت

بسیاری از فرضیات مطروحه در بحث فراماسونری، به عدم قطعیت محکوم است. از نمادها و اشکال گرفته، تا اعداد و اهداف و اشخاص. نیز برخی از آنها از سوی سایت های منصوب به خود فراماسون ها نقل شده و به این سبب باید در پذیرش و نشر آن محتاط بود. هیچ جریانی، به دشمنش "دشمن شناسی" درس نمی دهد و معاندین و مخالفین خود را از زیر و بم خصائص خود باخبر نمیکند. لذا باید هدف فراماسون ها را از طرح مباحثی اینچنین به دقت جویا بود و از حرکت در مسیر فرضیات و احتمالات احتراز کرد.

نمادگرایی افراطی و سطحی نگری

پیرو نمایش نمادهای متفاوت از سازمان فراماسونری، و نمادگرا معرفی کردن آن، و افراط در پرداختن به انواع و اقسام نمادها و اشکال و اعداد و توجه بیش از حد معقول و مناسب به آنها در اماکن مختلف، به تدریج اهداف فراماسون ها در ناخودآگاه فرد به انتشار مجموعه ای از نمادها و اشکال و اعداد تقلیل پیدا میکند و از درک خواستگاه اصلی آن جریان بازمیماند. سطحی نگری، اولین محصول نمادگرایی افراطی در شناخت-در مرحله ی اول- و مبارزه -در مراحل بعدی- با سازمان است. فرد، اماکن عاری از نمادهای سازمان را عاری از حضور و حصول اهداف شوم آن می انگارد و معیار خود برای تشخیص فراماسون یا ضدفراماسون بودن یک جریان،مکان یا شخص را توسل آنها به نمادها و اشکال قرار میدهد.حال آنکه بزرگترین سد در مقابل تحقق اهداف نامیمون فراماسونری،وجود دین و اخلاقیات میان بشریت است و هر آنجه در تضعیف و تقبیح آن دو قدم بردارد،اگر عضو سازمان نباشد، هم پیمان اوست. با این شرایط چه بسا نمادگرایی حربه ای از سوی خود آن سازمان برای تحقق این آسیب مهم و تسهیل روند فریب افکار و تسطیح مسیر حذف معنویات باشد.

انحراف از معیار

بواسطه ی آسیبهای فوق الذکر (نمادگرایی و سطحی نگری) معیار تشخیص حق و باطل در ذهن فرد صرفا مقایسه ی آن با مشخصات ظاهری سازمان و یا در بهترین حالت قیاس با اهداف آن است. حق ، به ظاهر، آن است که بر خلاف اهداف سازمان باشد و عاری از نشانه ها و نمادها، و باطل نیز استفاده کنندگان از نشانه ها و عاملین اعمالی در راستای اهداف معرفی شده. در چنین فضایی ایجاد و پیاده سازی "فتنه" تسهیل شده و حق و باطل به راحتی در نظر سطحی نگران به هم می آمیزد. حال آنکه ملاک تمیز حق و باطل در نگاه عقلا، توسل به منبعی محکم و متقن است و التزام نظری و عملی به شریعت، اصلی ترین معیار است. اعتصام به حبل الله مانع تفرق و انحراف است و موجب وحدت و بالتبع سرنگونی جریان های ضد دین، از جمله سازمان فراماسونری. قیاس صرف نمادها و نشانه ها، چه بسا به گسترش فضای تهمت و افتراع علیه نیروهای جبهه ی حق انجامد و خدمتی ضمنی به فراماسون ها باشد. افزون بر این، احتمال این موضوع نیز هست که تعریف برخی اشکال و حرکات و نمادها از سوی خود ملحدین فراماسون، صرفا با هدف تضعیف خطوط متحد حق گرایان و تفکیک صفوف مبارزین ، صورت گیرد. تمثال آن تهمت به مومنین فعال در تشکل اسلامی حزب الله لبنان بنابر صورت احترام آنان به فرمانده ی شجاع و متوکلشان سید حسن نصرالله(حفظه الله) است. حال آنکه این مجموعه از فعالترین و قوی ترین تشکل ها در مقابله با اهداف صهیونیستی مستکبرین و از بزرگترین موانع در مسیر تحقق خواب باطل رهبران یهود بوده است.

بسط وهم آمیز خصائص

فرد با تمرکز بیش از حد روی سازمان فراماسونری و نمادها و خصائص بصری آن، ناخواسته دچار نوعی توهم در قبال محیط پیرامونش شده و سعی در اتصال تمامی مشهوداتش به سازمان دارد. به تکثیر اشکال و اعداد و نمادهای منصوب به سازمان روی می آورد و به تدریج همه ی موضوعات و جریانات را به فراماسونری و فرماسون ها مربوط میداند. خود این موضوع به نوعی مایه ی تمسخر مستمعین را فراهم کرده و موجب تردید در کل قضیه میشود و پیامدی عکس نتیجه ی مطلوب  و مقصود به دنبال دارد.

ملموس نبودن مصادیق

به دلیل کلان بودن مبحث فراماسونری، مصادیق عینی آن در زندگی روزمره ی عوام ناملموس و نامشهود است. طرح آن در بین عوام الناس محصولی جز نگرانی بی حاصل و افزودن بر دلهره های آنها ندارد. لذا اجتناب از بازگو کردن و عدم تبیین اهداف آن سازمان در بین قشریون، و در عوض پرداختن به مباحث ضروری تر همچون تبیین شرایع و رفع شبهه از عقائد و طرح اخبار هدفدار و احیای روح انتظار و تصریح و تشریح قطعیات و محکمات دینی شرط عقل است.

موضوع :
ارسال شده توسط جویای حقیقت در تاریخ ۱۳۸٩/۱٢/٢۳ | نظرات شما ()
آخرین مطالب ارسالی