جویای حقیقت
حیرت،شجاعت،واقع نگری و عقل مداری یاران همیشگی من اند...

بسم الله الرحمن الرحیم

ظهور منجی، فرآیندی غریب و فراموش شده در اذهان انسان علم زده ی امروز است. بشر غرق توهم امکان تسلط علم تجربی بر تمامی ابعاد حیات است و به پایان ارزش ها و به سر رسیدن عصر اخلاقیات قائل است. ارزش ها و ضد ارزش ها و نیک و زشت چنان در هم آمیخته اند که انسان مادی نگر بر عدم وجود حقیقت رای میدهد و یا آن را دست نایافتنی میشمارد.حسن و قبح اعمال را به منفعت مادی اش قیاس میکند و خود را در غریزه طلبی با حیوانات بی شعور یکسان میداند. منکر وجود علومی فراتر از علوم قابل تجربه شده و در قبال جهلش به عوالم نامحسوس مانند کودکی بر فراموشی و بی خیالی نسبت به آن لجاجت میکند. دنیا به میدان غرش و توحش حیوان صفتان بدل گشته و تمامی جرم و جنایت های بشریت با فلسفه ی منفعت طلبی و مادی نگری و ... توجیه میشود.انسان امروز، در انسانیت خود افراط و تفریط میکند.افراط گر است،چرا که خود را مسلط بر تمامی ابعاد و اشیاء میداند و علم خود را که جز از راه تجربه قابل تحصیل نیست، محیط بر تمامی نظام هستی میداند. و تفریط گر است، چرا که خود را در پیروی از غرایز و نفسانیات همچون-و بلکه مادون- حیوانات میشمارد و چشم بر وجود فطرت و نیازهای فطری اش بسته است.

امام مهدی ظهور پایان شب سیاه


نیز ، انسان امروز، انسان نومید و حیران است. انسانی که از هر تغییری در وضعیت دنیا نومید گشته و امکان تحول در امور دنیا را باور ندارد.فراگیرترین بیماری اش افسرگی شده و کار دین و اخلاقیات را تمام شده میداند و در تاریکی جاهلیت کمترین اثری از نور حقیقت نمی یابد. سوال این است که در عصر فراموشی ارزش های انسانی، بشریت به چه سو خواهد گروید؟ آیا سرانجام کارش به انقراض نسلش خواهد انجامید؟ آیا ظالمین-در هر لباس و هر مکانی-همچنان بر مظلومین عالم زورگویی خواهند کرد و تفاوتی در نحوه ی مدیریت دنیا پیش نخواهد آمد؟ آیا جنگ و خونریزی و فساد همچنان رو به فزونی خواهد بود و انسان روز به روز در نفسانیاتش بیشتر غرق خواهد شد؟ جنگ فطرت و غریزه به نفع کدامین جناح تمام خواهد شد؟ مظلومیت دین گرایان و ارزش پرستان همیشگی است؟

در عصر حاضر،که عصر نومیدی و افسردگی برای عده ی کثیری،و فرصت توحش و ظلم و قدرت طلبی برای عده ای قلیل است،عده ای از وارستگان و پارسایان، مصمم و استوارند. بار سفر بسته اند و فانوسی از جنس حقیقت طلبی بر دست آویخته اند. جاده شان تاریک و پر خطر،اما فکرشان پر امید و قلبشان متوکل به منبع نور است. عزم یافتن حقیقت-هرکجا و نزد هر که باشد- کرده اند و خود را برای یافتن و دانستن و فهمیدن و پذیرفتن آن آماده کرده اند. نگاه را  از تنگ نظری آزاد نموده اند و ذهن و روحشان را با نگین واقع نگری آراسته اند. نجاست تعصب را با آب زلال روشن فکری پاک کرده اند و رخت غرور جاهلی را به دور افکنده اند. آنها،فرزندان نورند، حق جویان عصر جاهلیت مدرن. مصمم به بیداری اذهان و بازگشت توحید به زندگی بشریت اند و در این مسیر به مقدمه سازی و نشر فرهنگ حقیقت گرایانه مشغولند. توحید را اصلی ترین شعار خود کرده اند و پرچم خداپرستی بر دوش گرفته اند.آری، انسان فطرتی پاک و منزه از هرگونه آلودگی ذاتی داراست و تبلیغ و نشر فرهنگ توحیدی قطعا به منزله ی گسترش آن در تمامی ابعاد و نهادینه تر شدن آن در قلوب عموم است.چه بسیار انسان هایی در عالم که در شنیدن ندای منادی حق پرستی مستضعف اند و در پذیرش آن -در صورت مواجه شدن با آن-لجاجت و عنادی ندارند.

منجی، مفهومی دور از تصور نیست. منجی، پاسخ گوی نیازمندان فطرت گروی است و تمامی انسان ها از فطرت و نیاز به ارضای آن برخوردارند. در تمامی ادیان ، از یهودیت گرفته تا مسیحیت و اسلام، منجی در تاریخ زندگی بشریت نقش بسیار پررنگی دارد و برگ مهمی از دفتر حیات انسان را رقم می زند. در این میان، دقیق ترین و کامل ترین نشانه ها را از منجی، اسلام و مذهب شیعه داراست، از نشانه های آخرالزمان و عصر ظهور گرفته ، تا وجنات منجی موعود.نشر حلاوت حضور آن عزیز، دلها را به فرجام نیک دنیا گرم خواهد کرد و اذهان خسته از پوچی و بی معنایی را به لطف پرورگار، تجدید قوا خواهد کرد. فرهنگ انتظار ، یگانه داروی بشر امروز است که از اصل خویش بازمانده است و خود و علتش را به باد فراموشی سپرده است. ظهور نیز فوران میل بشریت به سوی فرهنگ توحید و خداپرستی است، که قطعا برای حصول آن مهم، مقدمه چینی و فرهنگ سازی حائز اهمیت و اولویت است.

موضوع :
ارسال شده توسط جویای حقیقت در تاریخ ۱۳۸٩/۱٢/٢۱ | نظرات شما ()
آخرین مطالب ارسالی