جویای حقیقت
حیرت،شجاعت،واقع نگری و عقل مداری یاران همیشگی من اند...

بسم الله الرحمن الرحیم

خاورمیانه ،شمال آفریقا و بالاخص کشورهای اسلامی منطقه، امروز با شرایط کاملا جدیدی مواجه اند. نوعی بیداری و خروش که شاید در دهه های اخیر و بلکه قرن های اخیر نادر و بلکه نایاب بود، به یکباره کشورهای مختلف منطقه را فرامیگیرد، مردم بر علیه دیکتاتور ها به پا میخیزند، و از وابستگی و سرافکندگی حاکمیت خود به استکبار اظهار نفرت میکنند.مردم مصر به یکباره و با نحوی تعجب برانگیز و به صورت متحد بر علیه دیکتاتور حاکم بر کشورشان که در حدود سی سال بی وقفه بر مسند حکمرانی نشسته بود به پا میخیزند و او را در کمتر از سه هفته سرنگون می کنند.در لیبی ،یمن و بحرین نیز اقدامتی مشابه توسط مردم علیه حکومت شاهنشاهی موجود صورت میگیرد.نیز در سال 1388 یعنی یکسال پیش از این تحرکات عظیم در منطقه،در جریان دهمین انتخابات ریاست جمهوری در کشورمان، با ادعای دو تن از نامزدها مبنی بر تقلب در انتخابات،اغتشاشاتی در برخی شهرهای کشور به خصوص تهران پیش میاید که رهبر انقلاب از آن با عنوان فتنه یاد میکند، فتنه ای با وجود فضای غبارآلود آن، شناخت حق و باطل از آن سخت و دشوار است. رهبران مخالفین در ایران، اعم از نامزدهای مدعی تقلب، و متفکرین خارج نشین، انقلاب ها(اعم از موفق و ناموفق) در کشورهای منطقه را به دلیل شباهت هایی همچون اعمال محدودیت های ارتباطی و فیلترینگ دنباله ی اغتشاشات در ایران در جریان پس از انتخابات میدانند، در حالی که جبهه ی مقابل این اتفاقات را دنباله ی قیام مردم ایران در سال 1357 و به قول حضرت امام خمینی (ره) "صدور انقلاب" میدانند. نوشتار پیش رو با هدف تبیین شباهت ها و تفاوت های مخالفت ها و انقلاب های صورت گرفته در کشورهای منطقه با اغتشاشات پس از انتخابات دهم با نگاهی مستقل و فراجناحی نگاشته شده است.


ماهیت حاکمیت

تشریح نوع حکومت حاکم در بین کشورهای منطقه در نیل به هدف این نوشتار،مساله ای حیاتی است.در کشور مصر،که انقلاب صورت گرفته بصورت مقطعی با موفقیت انجام شد، در طول بیش از سه دهه،حسنی مبارک در مسند حاکم نشسته و پیش از آن نیز محمد انور سادات به مدت یازده سال حاکمیت این کشور را به عهده داشته است.هیچ نوعی از جمهوریت در این کشور مشاهده نمی شود و حسنی مبارک نیز که به ظاهر ریاست جمهوری را به عهده داشت،در چندین دوره ی پیاپی و حتی بدون داشتن رقیب در انتخابات بصورت فرمایشی دوباره انتخاب میشد.نوع حاکمیت در نظام مصر،شباهت بسیار زیادی به شیوه ی حکومت دیگر حاکمان منطقه که به صورت شاهنشاهی عهده دار حاکمیت هستند داشت.مردم مصر در طول دهه های متمادی هیچ نقشی در تعیین رهبران و نمایندگان خود نداشته اند.نیز این شرایط در مورد یمن، لیبی، عربستان، امارات متحده، قطر، و بحرین نیز صادق است.حکومت به صورت فرمایشی و موروثی در این کشورها از فردی به فردی دیگر منتقل میشود و ریاست دولت به هیچ وجه منوط به رای جمهوریت نیست. دقیقا چنین شرایطی در ایران پیش از انقلاب نیز وجود داشته است. پس از انقلاب اسلامی، جمهور مردم با انتخابات، نمایندگان مجلس، و شخص رئیس جمهور را انتخاب، و حتی با رای مستقیم به اعضای مجلس خبرگان، رهبر کشور را انتخاب میکنند. لذا نقش جمهوریت کاملا در نظام جمهوری اسلامی پراهمیت و اساسی است.

مطالبه ها و قانون

تبیین مطالبه ها در اغتشاشات داخلی در ایران، و مخالفت ها و انقلاب ها در کشورهای منطقه حائز اهمیت است. در جریان پس از انتخابات، ادعای تقلب در انتخابات مطرح شد. پیگیری و مطالبه ی حقوق نامزدها در چنین مواقعی، در قانون اساسی جمهوری اسلامی پیشبینی شده و راهکارهای قانونی مستقل برای آن تعریف شده اند. بر فرض صحت تقلب در انتخابات، مطالبه ی حقوق نامزدها از طریق قانون رسمی کشور ممکن بوده و نیازی به خروج از حد و مرز قانون نبود. پس از گذشت مدتی از انتخابات، مطالبات معترضین از ادعای تقلب فاصله گرفت و قلب نظام حاکم و اصل تئوری نظام اسلامی را نشانه گرفت. در شعارهای معترضین و اغتشاش گران شعارهای بنیادی علیه مبانی اصلی انقلاب اسلامی نظیر تقارن اسلامیت و جمهوریت و اصل ولایت فقیه مطرح میشد و نیز همزمان از جمعیت اغتشاش گران نیز کاسته میشد. شعارهای مطرح شده در مدت اغتشاشات شباهتی انکارناشدنی به جریان های مخالف امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی نظیر طرفداران بنی صدر، سازمان مجاهدین خلق(منافقین) و ملی گرا ها و نهضت آزادی داشت.گویی هدف از اغتشاشات صرفا مخالفت با آرمان ها و اصول مبنایی انقلاب اسلامی بوده و بحث انتخابات تنها بهانه ای برای آن بوده است. در مقابل در کشورهایی مثل مصر و لیبی، با توجه به ساختار دیکتاتوری و شاهنشاهی حاکم، هیچ راهکار قانونی برای مطالبه ی حقوق معترضین وجود نداشته و مردم از کمترین حق خود که حق تعیین سرنوشت خود و کشور خود می باشد محروم بوده اند و برای بازپس گرفتن این حق مسلم، راهی به جز مخالفت آشکار با اصل حاکمیت نداشته اند.

نوع اغتشاشات

در اغتشاشات صورت گرفته در کشورمان، حمله به اماکن عمومی همچون بانک ها، مسجد ها و ادارات به دفعات تکرار شد. وسائل نقلیه ی عمومی طعمه ی حریق و تسهیلات فراهم شده توسط شهرداری همچون تابلوها، حائلهای خطوط خیابانها و ... مورد تخریب قرار گرفت. حتی خودروهای شخصی پارک شده در خیابان ها که متعلق به ساکنین منطقه بود از تخریب بی بهره نماند. حال آنکه در تحرکات صورت گرفته در کشورهای عربی منطقه مطالبات مردم از طریق تجمعات و درگیری با ارتش و نیروهای حکومتی -بدون تخریب اموال عمومی- پیگیری میشد. خود این موضوع می تواند حاکی از تفاوت در قشر معترضین در داخل ایران در قیاس با کشورهای منطقه باشد.

فیلترینگ

در هر دو مورد قیاس، فیلترینگ و محدود کردن وسائل ارتباطی از جمله اینترنت و پیامک به چشم میخورد. با این تفاوت که در حوادث پس از انتخابات در ایران، سانسور با هدف خاموش کردن آتش فتنه ،عدم تعمیق آن و جلوگیری از نشر اکاذیب و اخبار نادرست هدفدار توسط گروه های مغرض صورت می گرفت، در حالی که سانسور و فیلترینگ در کشورهای عربی در حال انقلاب با هدف سرکوبی قیام های خودجوش مردمی و عدم اطلاع رسانی به سایر نقاط کشور انجام میشد. در کشورمان سانسور متوجه "فتنه گران"  بود، که در مواردی نیروهای به ظاهر وابسته به نظام نیز در آن دسته قرار میگرفتند. نمونه ای از این مساله را در فیلتر کردن سایت نویسنده ی تندرویی همچون حسین قدیانی (که وبلاگ او به ظاهر جایگاه حمایت از نظام، و در باطن مرکز فتنه انگیزی و تحریک و دفاع منفی بود) و جلوگیری از نشر نشریاتی که توسط یکی از نزدیکان رئیس جمهور منتشر می شدند اشاره کرد. نیز اطلاع رسانی در خصوص جریان اغتشاشات به طور منطقی و طی مباحثات آزاد و مناظرات زنده و آشکار توسط رسانه ی ملی انجام میشد و سانسور در این اثنا صرفا متوجه آتش افروزان میدان اغتشاشات بود که هدفی جز تیره تر کردن اوضاع نداشتند.

نقش روحانیت ،علما و رهبری دینی

با توجه به اینکه اکثریت جمعیت کشورهای مذکور را مسلمانان تشکیل میدهند، نقش علما ، روحانیون و رهبران دینی در این قیام ها نقشی مهم است. در کشور مصر، به دلیل عدم استقلال طبقه ی روحانیون به خصوص علمای الاظهر مصر اگرچه سکوتی نسبی طبقه ی روحانیون مصری را فراگرفته بود،اما حمایت روحانیون و علمای اسلامی آن کشور از قیام های صورت گرفته مشهود بود و رهبران گروهی همچون اخوان المسلمین نیز به کرات حمایت خود از مطالبات مسلم مردم را اعلام کرده بودند. در حوادث پس از انتخابات، در کشور ایران مراجع تقلید نسبت به اهداف اغتشاش گران اعلان برائت کرده و خروج از قانون مداری و توهین به مبانی اصلی انقلاب همچون ولایت فقیه و شعار جمهوری اسلامی را محکوم کرده بودند. طبقه روحانیون و حوزه های علمیه ی مختلف کشور نیز به کرات بر علیه اغتشاشگران جبهه گیری کرده و به لزوم پایبندی به اسلام و ارزشهای الهی تاکید کرده و میکنند.

نقش مستکبرین

در جریان حوادث پس از انتخابات ، سران استکبار جهانی از جمله آمریکا،انگلیس و اسرائیل، بارها حمایت خود را از اغتشاشات داخلی ایران و اغتشاشگران علنی ابراز کرده اند. از اختصاص بودجه های میلیون دلاری برای کمک به اغتشاش گران گرفته تا بکار گرفتن رسانه ها و تشکیل تلویزیون های ماهواره ای برای کنترل،تشدید و هدایت جریان اغتشاشات. به کار بردن الفاظی همچون "شجاع" ،"دوست" ، "آزادیخواه" از سوی کشورهای فوق الذکر برای اغتشاشگران و رهبران آنها در داخل ایران در فضایی صورت میگیرد که آن دول منحوس تا روزهای پایانی انقلاب مصر از حسنی مبارک و حکومت او به شدت حمایت کرده و روزی نبود که فرستاده های آمریکایی به سرکوب قیام مردم مصر علیه حسنی مبارک و نیز مردم کشورهای دیگر علیه حاکمان نیندیشند. مسئولین اسرائیلی و آمریکایی از نگرانی شدید خود نسبت به تحرکات منطقه آن هم به صورت علنی سخن میگویند و مواضع آنها در این مدت کوتاه، شدیدا به مواضعشان در مقطع زمانی پیروزی انقلاب اسلامی ایران شباهت دارد. چنانچه بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی اسرائیل نیز از نگرانی خود نسبت به تکرار انقلاب اسلامی ایران در مصر و کشورهای منطقه به صراحت سخن میگوید. به خلاصه میتوان گفت که نقش دولتهای مستکبر دنیا نظیر آمریکا و اسرائیل در قبال تحرکات داخل ایران و تحرکات منطقه کاملا نسبت عکس دارد و آنها تحرکات منطقه را پیامد انقلاب اسلامی در ایران در سال 1357 میدانند، و قیام های صورت گرفته را ناشی از پیروزی های مشهود جمهوری اسلامی در ایستادگی در مقابل جبهه ی استکبار میدانند.

استکبار ستیزی

پس از تبیین نقش استکبار جهانی در تحرکات منطقه و مقایسه ی آن با اغتشاشات پس از انتخابات، تشریح موضع متعرضین مورد قیاس در قبال استکبار ضروری به نظر می آید. در جریان انقلاب ها و قیام های صورت گرفته در بین کشورهای اسلامی شمال آفریقا و کشورهای عربی، استقلال طلبی یکی از مهمترین خواسته های ملل بوده است. مردم کشورهای منطقه با پی بردن به نقش کشورهایی نظیر آمریکا و اسرائیل در پابرجایی حکومت ظالمان و استقرار دیکتاتوری در کشورشان، از همان آغاز قیام علیه حاکمان، بر وجوب استقلال و استکبار ستیزی اصرار کرده اند.مردم مصر که پشتیبانی های کشورهای مستکبر به خصوص آمریکا و اسرائیل را از حسنی مبارک به وضوح مشاهده میکردند، روز به روز بر شعارهای استکبارستیزانه ی خود می افزودند و حتی در اثنای تظاهرات خود باری به سفارت اسرائیل هجوم بردند که منجر به کشته شدن یکی از کارمندان آن سفارت نیز شد. در اقدامی دیگر که از خشم ملت مصر علیه به تاراج رفتن منافع ملی شان به سود کشورهایی مثل آمریکا و اسرائیل سرچشمه میگرفت، لوله ی گازی که ذخیره های ملی مصریان را به حلقوم نامبارک صهیونیست ها می ریخت مورد هدف معترضین قرار گرفت و منفجر شد. نیز در باقی کشورهای منطقه نیز انزجار مردم معترض علیه استکبارگران مشهود و هویدا است. حال آنکه در حوادث پس از انتخابات، هر از چند گاهی شعاری همچون "اوباما ،اوباما، یا با اونها یا با ما" (توسل به نظام ابالات متحده) و "نه غزه نه لبنان،جانم فدای ایران" که حاوی حمایت تلویحی از رژیم صهیونیستی و نوعی بی تفاوتی و بی خیالی نسبت به اقدامات آن رژیم بود شنیده میشد و نه تنها رهبران اغتشاشگران در طول این مدت از جبهه ی استکبار برائت نجسته اند، بلکه از برخی حاکمان کشورهای عربی نیز برای پیشبرد اهداف خود کمک های مالی دریافت نموده اند. روند تحرکات رهبران اغتشاشات در داخل کشور کاملا برطبق میل و علاقه ی دشمنان مسلم این ملت همچون آمریکا و اسرائیل بوده است و حمایت های بی دریغ آن دول خود شاهد این ماجراست.

حضور مردم و جمهوریت

یکی از تفاوت های اصلی اغتشاشات پس از انتخابات در کشورمان با قیام های مردمی در کشورهای عربی بحث حضور جمهور مردم در صحنه است. در حوادث پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری، سه تن از نامزدان شکست خورده در انتخابات با طرح دعوی تقلب صحت انتخابات را زیر سوال بردند.یک تن از آنها -آقای محسن رضایی-پس از پیگیری موضوع از طرق قانونی پس از اقرار به صحت انتخابات از شکایت خود انصراف و به نامزد منتخب مردم -آقای محمود احمدی نژاد-تبریک گفت. اما دو نامزد دیگر یعنی آقایان مهدی کروبی و میرحسین موسوی کماکان بر مواضع خود اصرار کرده و بدون پیگیری موضوع از طریق قانونی،خواستار ابطال انتخابات شدند. با توجه به غبارآلود شدن فضا و پیچیده تر شدن اوضاع و پنهان شدن باطل در لباس حق، قشری از طرفداران نامزدهای مدعی تقلب، با توجه به علاقه ی خود به نامزد مربوطه و تحت تاثیر جوسازی های صورت گرفته و به خواست آن دو نفر، در برخی شهرها به خیابانها آمدند و ندای اعتراض سر دادند. در روزهای آغازین بعد از انتخابات در تهران جمعیت تظاهر کنندگان در حدود یک تا دو میلیون نفر بودند، و در برخی شهرهای بزرگ کشور نیز عده ای از هواداران نامزدهای معترض در خیابان ها حاضر شدند. بزرگترین مطالبه ی جمعیت معترض پیگیری اتهام تقلب در انتخابات و بازشماری و بازرسی آراء بود. دو نامزد معترض نیز در ابتدای کار صرفا با بهانه قرار دادن بحث تقلب هواداران خود را به خیابان ها میخواندند. با گذشت زمان، حقایق روشن تر و اهداف برخی سران مخالفین هویدا تر شد. از ورای بهانه ای به نام تقلب، بوی جاه طلبی و لجبازی و عناد با اصل نظام اسلامی به مشام می رسید و آرام آرام مردم با خواسته های غیر منطقی، غیر قانونی و ساختار شکنانه ی رهبران اغتشاشات آشنا شدند. به تدریج در تظاهرات بعدی از جمعیت معترضین و پیروان سران مخالفان کاسته میشد، تا جایی که دیگر میتوان مطمئن بود حساب اغتشاشگران از حساب جمع کثیری از رای دهندگان در انتخابات دهم به آن دو نامزد جداست. در روز عاشورا، هفتم دی ماه 88، که شاید بتوان از آن به مهمترین و بزرگترین اشتباه اغتشاشگران نام برد، در روزی که تمامی شیعیان برای آن حرمت و قداست قائلند، غافلین به اغتشاشات ادامه داده و شعارهایی را علیه مبانی اصلی اسلام و انقلاب نظیر حکومت اسلامی و ولایت فقیه سردادند و توهین هایی ناروا نیز به شخص حضرت امام رحمه الله علیه و رهبر انقلاب صورت گرفت. قابل ذکر است این اقدامات و اجتماعات صرفا در شهر تهران و عده ی انگشت شماری از شهر های کشور آن هم به صورت پراکنده و کم عده صورت گرفت،که قشر اغتشاشگران در این روز نیز بیشتر از طبقه ی سرمایه دار یا دین گریز یا غافلین پیرو جو بود. نهم دی ،دو روز بعد، روزی بود که جمع عظیمی از ملت ایران، آن هم نه تنها در برخی شهرهای بزرگ، بلکه در تمامی کشور و از تمامی اقشار در یک راهپیمایی چند ده میلیونی از اغتشاشگران و سران آنها اعلام برائت و انزجار کردند. راهپیمایی ای که بیگانگان با انقلاب و امام آن را "راهپیمایی حکومتی" خواندند و سعی بر کم اهمیت نمودن آن در اذهان عموم با بهانه هایی همچون حضور راهپیمایان به بهانه ی ساندیس،ساندویچ، سهام عدا­لت و .... داشتند، همچون پتکی عظیم ماشین پوشالی فتنه را خرد و به ناآرامی های چند ماهه ی جامعه پایان داد. علاوه بر نهم دی،حضور گسترده ی اقشار مختلف جامعه در راهپیمایی بیست و دوم بهمن ماه سال 88 و سال 89 نیز بسیار حائز اهمیت بود. به راستی این حضور چند ده میلیونی در تمامی شهرها اعم از کوچک و بزرگ کشور نشانه ی چیست؟ آیا در نظام های مبتنی بر دموکراسی، این حضور عظیم مردم و آن هم بدون هیچ مزد و اجری در صحنه ی سیاسی کشور، بر مردم سالاری و موفقیت آن نظام در تحقق جمهوریت تعبیر نمی شود؟ آیا حضور هشتاد و پنج درصدی جمهور مردم در صحنه ی انتخابات ، آن هم در شرایطی که تمامی گروه ها و جریانات مخالف جمهوری اسلامی بر تحریم انتخابات پافشاری میکردند، جز به معنی مقبولیت آن نظام است؟

در کل میتوان به تحقیق گفت که انقلاب ها و قیام های در حال انجام در گوشه و کنار منطقه، همان آوای صدور انقلاب اسلامی ایران است که بت بزرگ استعمار را در هم شکست و امکان حصول استقلال را در جهان به ظاهر تحت سلطه ی ابرقدرت ها را به همگان ثابت کرد. انقلابی که دست های پلید بیگانگان را از منافع و ذخایر ملی کشور قطع و شیرینی عزت و خودکفایی را به کام مردم اش نشان داد. انقلابی که سالهاست با وجود تحریم ها و هجمه های مختلف اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و حمله های هدفمند رسانه ای، هر روز بیش از پیش بر خودکفایی در عرصه های مختلف میفزاید و با تکیه بر ارزش های الهی و با توکل به خداوند متعال،در صحنه ی بین المللی ندای توحید و انتظار سر میدهد. نشانه های تحقق آرمان حضرت امام رحمه الله علیه که صدور انقلاب بود، امروز به وضوح قابل مشاهده اند و جهان به تدریج محیای حضور منجی موعود عجل الله تعالی فرجه میشود تا همگان از حلاوت وجود مبارکش بهره مند گردند.

 

موضوع :
ارسال شده توسط جویای حقیقت در تاریخ ۱۳۸٩/۱٢/٥ | نظرات شما ()
آخرین مطالب ارسالی