جویای حقیقت
حیرت،شجاعت،واقع نگری و عقل مداری یاران همیشگی من اند...

امروز هفدهم مهر است.روزی دیگر از روز های باقی مانده تا محشر کبری.چند هفته ای است ذهنم درگیر هجوم افکار نیهیلیستی شده و تاب مقاومت را از دست داده است.همزمان با این مبارزه ی بی پایان که احتمالا مثل دفعات پیش به پیروزی فطرت می انجامد،بعد از مطالعه ی مقالاتی از مصطفی ملکیان و محسن کدیور و سروش در باب سکولاریسم،یکی دو هفته است که کتابی دیگر از سروش را مطالعه می کنم.قلم توانمند این بازمانده ی خاندان سوفسطاییان بر حیرتم نسبت به اهدافش از این همه مغالطه افزوده است و وجدان حق مدارم از تردید در توان بی مثالش در ادبیات و کلام ناتوان است.اگر سردار جبهه های بلاغت بیان نبود،هوش و حواس را از خوانندگان نمی ربایید و اگر در کوی نغز کلام،بیگانه بود؛ از مخاطبین فرصت تشخیص مغالطات را سارق نبود.

با وجود ضعف پنهان ناشدنی ام در علم منطق، متوجه استدلال های ناجوانمردانه اش هستم و هر از چند گاهی ناسزایی را نصیبش می کنم. چه زیبا مقدمات را در حین رسیدن به نتایج به باد تحریف می سپارد و چه هنرمندانه از زبان دیگران عقاید شبهه ناک خود را بیان می کند و فرافکنی می کند و خود را از تکفیر و ارتداد وامی رهاند.

اگرچه معتقدم وجود سروش ها و مغالطاتش،برای نظام اسلامی کمتر خطر دارد،تا آنها که خودسرانه و خودخواهانه اجتهاد می کنند و جلوتر از ولی فقیه،به دفاع از دین می پردازند! دفاتر مراجع تقلید را آماج حمله و هجمه می کنند و دل رهبر را خون می کنند.همانها که کوی دانشگاه را به بهانه ای برای جوسازی دشمن علیه تنها نظام اسلامی جهان مبدل می کنند.همانها که رهبر در جمعه ی پس از انتخابات دولت نهم، ابراز می کند که از دست آنها دل خون است و در باب هیچ دسته ی دیگری جنین حرفی نمی زند،انگار که آنان که ضربه می زنند این بی فرهنگانند و ضربه ی بی ریشگان در حین اغتشاش ، آسیبی جدی به درخت تنومند نظام اسلامی که پس از سی و اندی سال از عظمت سر به فلک کشیده وارد نمی کند. آن آسیبی که باید نگران آن بود،نعره های سفهاست در حین حمله به دفتر علمای قم در حین پخش شدن در بی بی سی و صدای آمریکا.

سروش مغالطات سروش،بر هر کسی رخ نما نیست و چه بسیار افرادی که چشم بسته و گوش گرفته ،حلقه به گوش او شده اند و زحمت لحظه ای تحلیل و تامل در افکارش را به خود نمی دهند و سفیهانه فریب برخی بی معرفتی ها و ناجوانمردی های او را می خورند.کیست صاحب قلمی توانمند تا در این جبهه به هل من ناصر ینصرنی حقایق غریب مانده لبیک گوید؟

 

موضوع :
ارسال شده توسط جویای حقیقت در تاریخ ۱۳۸٩/٧/۱٧ | نظرات شما ()
آخرین مطالب ارسالی