جویای حقیقت
حیرت،شجاعت،واقع نگری و عقل مداری یاران همیشگی من اند...

بسم الله الرحمن الرحیم

در روایت هست که وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه ظهور بفرمایند و چشم جهانیان رو به مقدم مبارکشون روشن کنند،وقتی دین مبین اسلام را همون طور که هست معرفی و تبلیغ می کنند،بسیاری از به ظاهر مسلمانان به آن حضرت کافر می شوند و می گویند آنچه تو می گویی اسلام نیست و این دینی جدید است،و تو هم امام زمان عجل الله نیستی. برخی به این روایت استناد می کنند و با استمداد از آن در صدد زیر سوال بردن اصول دین و مسلمات شریعت پروردگار هستند. مطلبی که باید روشن شود،قطعیت آیات قرآن و روایات و احادیث معتبر و مستند از سیره نبی اکرم صلی الله علیه و ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین هست. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است که "حرام من تا قیامت حرام، و حلال من تا قیامت حلال است". این حدیث هم مورد تایید اهل سنت هست،و هم مورد تایید شیعه.که در اینجا به برخی تناقضات درونی مکتب اهل سنت هم می توان اشاره کرد که با وجود اعتقاد به چنین مطلبی،متعه (ازدواج موقت) را بر اساس حکم خلیفه ی دوم عمر ابن خطاب غیر شرعی میدانند(عمر در زمان خلافت خود این مساله را حرام کرد).البته حکم ثانویه هم به جای خود باقی است که در برخی برهه های خاص زمانی بر اساس مصالح مسلمانان برخی احکام موقتا به اجرا در نیایند و یا حکم فقهی ای تغییر کند.مانند آنچه حضرت امام علی علیه السلام در زمان خلافتشان در باب فروش برخی چهارپایان انجام دادند و یا حکم معروف حرمت استفاده از تنباکو توسط میرزای شیرازی رحمه الله علیه.اما کلیت احکام در حلیت یا حرمت آنان یکسان و همیشگی است. در مورد احکام و حدود تبیین شده در قرآن نیز چنین است، و احکام و دستورات صادر شده از سوی خداوند در قرآن برای تمامی اعصار و اماکن و زمان هاست و این موضوع خود پیش نیاز ختمیت دین محمدی صلی الله علیه و آله هست، چرا که اگر برخی از احکام در بعضی از اماکن جغرافیایی و یا در برخی از اعصار و یا در موقعیت فرهنگی خاص از اعتبار ساقط می شدند،در واقع حکم خداوند در آن شرایط نامعلوم بود و این خود دلیلی می شد بر بعثت پیامبری جدید بعد از پیامبر اکرم و این مطلب بر خلاف اصل خاتمیت پیامبری بعد از پیامبر اسلام است. خداوند در قرآن کریم پس از نصب مقام ولایت و انشاء وجوب تبعیت از ولایت در نبود نبی اکرم، در قرآن کریم میفرماید الیوم اکملت لکم دینکم،یعنی امروز دین را برای شما تمام کردم.توجه داشته باشید که شرط اتمام یک دین برای زندگی دنیوی و اخروی ،کمال آن در تمامی زمینه ها و قدرت جوابگویی آن برای تمامی فصول و موقعیت هاست.در مورد ظهور حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا لمقدمه الفدا هم اینطور نیست که بعد از ظهور احکام و حدود خداوند تغییری کند و یا از اعتبار بیفتد و یا احکام جدیدی بر خلاف احکام قبلی صادر شود. قائل شدن به تغییر اصول و مبانی دین پس از ظهور در واقع دروغ و افترا بستن به قرآن کریم است که دین مبین محمدی صلی الله علیه و آله را تمام و کامل می داند.اینطور نیست که حضرتش پس از ظهور کاباره ها و دیسکو ها را آزاد بگذارد و به فساد اجازه ی نشر علنی دهد و در عین حال به تبلیغ دین اسلام بپردازد. اینطور نیست که حضرتش احکام را دگرگون کند و حرام و حلال را جابجا کند تا مردم جذب دین الهی شوند! اینطور نیست که حرمت لمس نامحرم را به حلیت تبدیل کند تا عده ای بیشتر به دین الهی بگرایند! حضرتش نه اصول دین را تغییر خواهد داد،و نه فروعش را.بلکه در حدود شریعت روشن گری خواهد کرد و دین اسلام را به وسیله ی علم بی منتها و لدنی اش به تمامی حق جویان عالم معرفی خواهد کرد و جواب تمامی شبهات را خواهد داد. چه بسا از مقام ولایت تکوینی اش باذن الله در اصلاح امور استفاده کند.برخی روایت مذکور را بهانه میکنند تا حامیان حکومت اسلامی و رزمندگان دین الهی را تخطئه و تخریب کنند و تلاش آنها در راستای اجرای حدود و احکام الهی در زمین را نشانه ی عناد و جمود فکری شان،و یا جهل شان به اصل دین می شمارند. همین روایت را وسیله می کنند تا تسامح و تساهل را بر اساس اندیشه های حکیمان مغرب زمین جایگزین احکام و حدود و دستورات صریح قرآن و سنت در مقابله و مبارزه با جرایم الهی کنند. تا بگویند دین نه حد دارد، نه دیه، و نه مجازات. نه مبارزه با فساد و بی بند و باری دارد و نه سرکوب فاسدین و محاربین با دین خداوند. کلهم تسامح و تساهل است و ما باید به دشمنانمان لبخند تایید بزنیم، اگرچه آنها در صدد تخریب اصل دین و تشکیک عقاید ما باشند.با معاند مخالفت و مبارزه نکنیم، و طوری بی مایه و سست عنصرانه عمل کنیم که معاندین را به موافقین تبدیل کنیم. در حالی که خداوند در قرآن کریم دستورات صریحی به اجرای حدود الهی در زمین دارد و این موضوع به هیچ وجه قابل توجیه نیست. به قول شهید مطهری اگر ما بخواهیم مکتبی عمل کنیم و به مکتبی که پذیرفته ایم پایبند باشیم، قطعا دشمن خواهیم داشت و باید قوی بود و با دشمنان جنگید. وقتی دشمن با تمامی قوا به تحقیر و تمسخر دینداران می پردازد و از هر وسیله ای اعم از فیلم و رسانه و کتاب به تشکیک عقاید می پردازد و آرمان های شیطان پرستانه را ترویج میکند،وقتی دشمن از "آرماگدون" دم میزند و جامعه ی بی اخلاق ایالات متحده را مدینه فاضله می شمارد و از برخورد تمدن ها دم می زند و دین اسلام را خطری برای بشریت می خواند، این ایده که ما برویم در مساجد و برای اصلاح امور دعا کنیم(!) و حکومتی دینی برای دفاع از کیان اسلام نداشته باشیم اگر جهالت نباشد، خیانت به اسلام و مسلمین است.

و در مورد تاویل و تفسیر روایت منقول باید گفت که وقتی حضرتش به صراحت از کفر خلیفه های اول و دوم و سوم سخن بگوید، واکنش مفتی ها و مراجع اهل سنت -اگر اهل لجاجت و عناد باشند- چیست؟ اگر از کافر شدن عده زیادی از صحابه و یاران پیامبر بعد از فوت آن حضرت سخن رانند عکس العمل آنان که تا چندی پیش به نام آن صحابه قسم میخوردند چیست؟ مگر امروز شیعه از سوی اهل سنت به دلیل همین عقاید به کفر و عناد با حقیقت اسلام متهم نمی شود؟ امام دوازدهم شیعیان جهان پس از ظهور اگر به حقانیت اقلیت دنیای اسلام (شیعه) و جهالت و گمراهی و انحراف اکثریت جهان اسلام(اهل سنت،وهابیت،بهائیت،...) شهادت دهد برخورد لجوجان و دنیاپرستان که منافع پیشین خود را در خطر می بینند با آن حضرت چه خواهد بود؟

در پایان باید گفت که ظهور نزدیک است، وقوع بسیاری از علائم و اتفاقات قریب به ظهور شاهد و دلیل این مطلب است، و آن روز که منجی ظهور کند، خجالت و روسیاهی سهم آنان است که به تضعیف اسلام و حکومت اسلامی می پردازند و به تعطیلی احکام و شریعت پروردگار در روی زمین می اندیشند.

 

موضوع :
ارسال شده توسط جویای حقیقت در تاریخ ۱۳۸٩/٥/٧ | نظرات شما ()
آخرین مطالب ارسالی