جویای حقیقت
حیرت،شجاعت،واقع نگری و عقل مداری یاران همیشگی من اند...

تقدیم به مقام والای ولایت حضرت امیر المومنین علی ابن ابی طالب

ای خدا ای ملجا و ماوای ما

یاد تو در هر دمی یارای ما

ای تمام هستی ام از آن تو

وی تمام جبر ما احسان تو[1]


ملک ما املاک تو بود و سپس

داده ای در لحظه ای بر ما نفس

ما نبودیم و تو بودی ای اله                     

ما عدم بودیم و ما بودیم 'لا'

خلق کردی این نظام جعل را

وبنمودی راه دین سهل را

پس فرستادی محمد را به حق

نازل اندر جانش آیاتی ز حق

حکم را از آن خود کردی و بس [2]

ثابتش کردی به ما از راه نص

ما اگر خواهیم پایان ها به خیر

پس نباید رو کنیم جز تو به غیر

حکم را جز تو نشاید ای اله

کو در آخر آورد ما را به چاه

طرز حُکمت در همین قرآن ببود

یا زبان معصومین آن را ستود

گفت الله آن کسی حاکم بود

کو بباشد آن قوانینم بلد

هم بداند فقه و هم عادل بود

او همان حکم مرا ناطق بود

حکم ،از آن من و عامل هم او

حاکم اصلی منم، اسباب او

بس پیمبر اولین حاکم ببود

تا که عزرائیل جانش را ربود

بعد او لیکن علی صاحب ببود

نه ابوبکری که بودش مغز،کود

بعدش آمد ترکیبی از خشم و جهل [3]

کرسی قبلیش دادندش جه سهل

سومی را من جه گویم ای خدا

بود حیران بین مطبخ و خلا [3]

بعدش آمد آن شفیع عالمین

او که بود بابای مولایم حسین

بعد مولایم علی دیکر نبود

در حکومت ردپایی از خدا

نه حسین و نه حسن یاری نداشت

بهر اسلامش خدا حامی نداشت

تا به دنیا آمد آن منجی ما

آن عزیز نرگس و نور خدا

غیبت اما او بفرمود و برفت

وضعیت شد بعد او بسیار سخت

گفت اما آن خداوند حکیم

در زمان غیبت آن معصومین

باید اندر راه من کاری کنید

نه بشینید و همی زاری کنید

باید این دنیا شود مقبول من

باید این اذهان شود مبهوت من

پس به با خیزید و کاری نو کنید.

حکم الله در زمین اجرا کنید

بهر مهدی لشگری بربا کنید

نی که بودش را به کل حاشا کنید

آن کسی حاکم کنیدش در زمین

کو بداند علم فقه و نص و دین

او که افقه باشد از جمع فقیه

وو که عدلش باشد از حسن ضمیر

پس خمینی بانگ الله را شنید

شیر مردی همچو او را کس ندید

 بود ایران پر ز سلمان بصیر

کردنش یاری ز هر سو همچو تیر

کرد طاغوت زمان را سرنکون

خواند استکبار شاهان را چه دون

کرد اجرا حکم الله در زمین

وضع کردش قانونش از راه دین

بانگ اسلامی به هر سو بر کشید

این چنین خدمت به مهدی را که دید؟

نهضت اسلامی این مردمان

گشت صادر به تمامی جهان

گشت روشن قدرت دین خدا

باز و واضح شد همان راه هدی

لیک اما مرگ امانش نداد

بر هوا شد آه و ناله،قیل و داد

جمع یاران مضطرب گشتند جمع

بعد تسبیح و نماز و ختم حمد

پس جه سازیم بعد او با این نظام

کی شود مانند او را یافت تام

ناگهان خیره بشد چشم همه

بان همه حسن و جمال خامنه

هرچه از روح الله هم میخواستی

یافت میشد هم در او بی کاستی

حمد الله خامنه با ما بود

لایق او منصب والا بود

ما علی را می ستاییم و سپس

بر حریمش پاسداریم با نفس

از صفات کوفیان در ما نبود

تا ببینیمش علی تنها ببود

جان ما در قبضه ی امر علی

صبر ما در سایه ی صبر علی

گر خموشیم خود همو گفته بباش

گر بکوشیم بهر او باشد تلاش

او برامان سرور و مولا بود

جز همو کی بهر ما 'آقا' بود

تحت امرش بهر آن امر ظهور

میکنیم اصلاح اندر هر امور

تا که مهدی بازگردد نزد ما

قبلش او باید ببیند عزم ما

مهدیا بنمای ما را هم قبول

در صف آن گردمردان صبور

بنگر این تنهای جا مانده ز ره

وین تمام ظلمت و غمهای له

گر بود تنها،تو را دارد و بس

ور بود بی کس،تویی تنهاش کس

------------------------------------------------------------------------

[1]-اشاره به مقاله ی جبر و اختیار

[2]- ان الحکم الا لله -قرآن کریم -الانعام-57

[3]-نهج البلاغه-خطبه ی شقشقیه

 

 

 

موضوع :
ارسال شده توسط جویای حقیقت در تاریخ ۱۳۸٩/٤/٩ | نظرات شما ()
آخرین مطالب ارسالی