جویای حقیقت
حیرت،شجاعت،واقع نگری و عقل مداری یاران همیشگی من اند...

بسم الله الرحمن الرحیم.

تقدیم به مقام والای امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام

آنان که وجود احکام حکومتی و سیاسی قرآن و سنت پیامبر را از خاطرهاشان برده اند،شبهه می کنند که دین امری قدسی است و حضورش در بین اقشار جامعه موجب تساوی اش با امور روزمره و طبیعی مردم می شود و این امر قدسی در نتیجه ی حضورش در ارکان حکومتی، عرفی خواهد شد.بدین معنی که عمل به احکام دینی در اذهان آدمیان مقدس است و باید حرمت را در حوزه ی آنان نگه داشت،اما وقتی حکومتی احکام دینی را در نحوه وضع قوانین و اجرای عملی آنها و یا مجازات خاطیان به کار برد تقدس دین در اذهان توده ی مردم کمرنگ و کمرنگ تر می شود و به تدریج مردم به دلیل عادت کردن به این امور برای آنها تقدسی قائل نیستند.به خلاصه این که حضور دین در عرصه سیاست و حکومت موجب عرفی شدن آن است و ما باید جهت حفظ تقدس دین، آن را از عرصه های سیاسی بدور نگه داریم تا برای همیشه دین تقدس اش را حفظ نماید.

در مقام پاسخ به این شبهه که از قدیم الایام استعمارگران و یا دلبستگان و مزدوران به آنها در اذهان مسلمانان خوانده اند و گاهی حتی از زبان دوستان نادان نیز تکرار می شود،باید ابتدا به تعریف مفهوم قدسی بودن اشاره کرد. قداست مفهومی دینی است که به هر آنچه رنگ و روی خدایی داشته باشد الحاق می شود. دین مبین اسلام، مردم را در وهله ی اول به انجام اعمال صالح و دوری از زشتی ها و پلیدی ها میخواند. میفرماید که "من آمن بالله و الیوم الآخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم"-هر کس به خدا و روز جزا ایمان آورد و عمل صالح انجام داد پس برای آنها نزد پروردگارشان اجر و پاداش است- و اینگونه انسان را به انجام نیکی ها ارشاد می کند و از سیئات نهی می کند.

در وهله ی دوم میفرماید که الاعمال بالنیات،و آدمی را به اصلاح اندیشه اش در کنار عملش فرا میخواند و حتی اهداف و انگیزه را از انجام امور نیک را از خود عمل مهم تر و پسندیده تر می داند،چنانچه پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه میفرماید نیة المومن خیر من عمله (نیت مومن از عملش بهتر است).حسن فاعلی را در کنار حسن فعلی قرار میدهد و آن دو را شروط مقبولیت عمل در درگاه الهی معرفی می کند و هر عملی را بدون این دو شرط نامقبول.البته بحث عدل الهی نیز در این شرایط مطرح است که مجال پرداختن به آن نیست و مخاطبین حق جو را به مطالعه ی کتاب ارزشمند عدل الهی استاد شهید مطهری ارجاع میدهیم.

در دین مبین اسلام، هر امری که از دو شرط بالا تبعیت کند قدسی خوانده می شود و دارای قداست است. هیچ عملی بالذات قدسی نیست، و اعمال صرفا با دارا بودن حسن فعلی و فاعلی رنگ و روی الهی به خود می گیرند و هرآنچه رنگ و روی خداوند را داشت،مقدس است. پس قدسی شدن اعمال تغییری در ماهیت آنها ایجاد نمیکند و حسن و قبح اعمال و اشیاء به منزله ی ماهیت و اجزای ماهوی آنها نیست و وقتی دین و شریعت امری را مقدس دانست آن امر یا شیء تغییر ذات نمی دهد که این محال است.

در این شرایط اقبال و ادبار مردم کمترین تاثیری در قدسی بودن و یا نبودن امری نداشته،ندارد و نخواهد داشت. اعمال اگر حسن فعلی و حسن فاعلی را دارا بودند، مقدس اند، اگرچه مردم آنها را مقدس ندانند. نگاه مردم فعلی را مقدس نمیکند و یا از تقدس بازنمی دارد. شارع مقدس است که تبیین فرموده چه اموری مقدس اند و موجب احترام. شایسته است در این جا اشاره ای کنیم به مقام نسبی عقل در تمییز حسن از قبح، که با حدود دقیق مقرر شده در شریعت کامل می شود و برای انسان شک و شبهه ای در نیکی و زشتی عملی نمی ماند. فردی که عمل قبیحی انجام می دهد به قبح آن آگاه است، و فردی نیز که به تقدسات پشت پا می زند، در حقانیت خداوند و شریعتش شکی ندارد،اما اسیر نفس سرکش اش شده و اطاعت از حق و و یا تبعیت از مقدسات را مستوجب ترک هوی و هوسش می بیند و از آنجا که نفس بر نظامش حاکم است،این را برنمی تابد و یستعجلونک بالسیئة قبل الحسنه و بر علیه حق به قیام بر میخیزد. ونیز شایسته است اشاره ای کنیم به قیام سرور و سالار شهیدان که بهترین های روزگارش را در پیش چشمانش پاره پاره کردند و خود نیز در خون غلتید و از قفا سربریده شد و نعل اسب ها پیکر مطهرش را لگد مال کردند و خانواده و اهل و عیالش را به اسیری بردند و اما ذره ای از تقدس اش کاسته نشد...بابی انت و امی یا حسین(علیک السلام و رحمة الله و برکاته)...

[برای مطالعه مطلبی در اینباره اینجا را کلیک کنید]

آنان که استدلال بر عرفی شدن دین پس از حضورش در جوامع سیاسی میکنند، در واقع تلویحا به این موضوع اشاره کرده و به آن معتقدند که اعمال انسان یا در حوزه ی دین و شریعت و آنچه به آن امر و نهی کرده است قرار دارد و یا اصلا ارتباطی با دین و شریعت پیدا نمی کند. یعنی اموری در زندگی دنیوی انسان میتوانند بر اساس و یا بر خلاف شریعت باشند، و نیز انسان عامل به افعالی است که جنبه ی طبیعی و زمینی دارند و نه دینی اند، و نه غیر دینی. این ایده برابر این موضوع است که آدمیان به بعضی افعال طبیعی شان عادت دارند و برای آنها تقدسی قائل نیستند،حال آنکه برای افعالی که در شریعت به آنها تاکید شده تقدس قائلند،پس در نتیجه ی خلط این دو دسته از افعال، به تدریج افعال قدسی صبغه ی الهی خود را از دست میدهند و جزو امور طبیعی فرد میشود. آنچه در این استدلال فراموش شده و یا عمدا نادیده گرفته شده است، گستره ی امور قدسی در دنیا است. در واقع امور قدسی هیچ محدودیتی در این دنیا ندارند و تمامی اعمال آدمی اگر از شروط مطرح شده در شریعت-حسن فعلی و حسن فاعلی - برخوردار بودند قدسی محسوب می شوند،هر چند جزو طبیعی ترین اعمال انسان باشند. انسان اگر آب نوشید، اگر برای رضای خدا نوشید و آن آب حلال بود و شرایط توصیف شده ی دیگر در شریعت را داشت، عبادت کرده است. انسان اگر برای کسب و کار کوشید، اگر از حدود تعیین شده در شریعت عدول نکرد، بنابر فرموده معصومین پاداش مجاهد در راه خدا و حتی بالاتر از آن برای او نگاشته می شود.روایاتی مثل الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله(امام صادق علیه السلام) و ان الذی یطلب من فضل الله ما یکف به عیاله اعظم اجرا من المجاهد فی سبیل الله (امام رضا علیه السلام) موید همین موضوع است. بارها گفته شده که دین هم برای دنیا است و هم برای آخرت،برنامه و چهارچوبی بی نظیر است که هم در دنیا انسان را به سعادت می رساند و هم در آخرت. اینگونه نیست که اعمال انسان هرچند جزئی باشد و به چشم نیاید، در این برنامه و چهارچوب نگنجد و حدود آن تبیین نشده باشد. پس هیچ عملی نیست که در دین حکمی برای آن نداشته باشیم، و این موضوع که دین با ورودش به عرصه افعال طبیعی عرفی می شود، به تصدیق منطقیون به دلیل نادرستی مقدمات(مواد) دارای نتیجه ای نادرست است.

مطلب بعد اینکه آنچه ما به ظاهر درک میکنیم از افعال و اشیاء، جز تصوری نادرست یا مبهم نیست و پرده ای آنها را فراگرفته تا ما حقیقت آنها را درک نکنیم. در حالی که پس از مرگ ما عینا حقیقت افعال خود را درک می کنیم و با حقیقت ذاتی آنها مواجه می شویم. پس آنچه دین برای ما مقدس می شماردش، حقیقتی قدسی در عالم تکوین دارد و در شریعتی که برای هدایت انسان فرو فرستاده شد با اعتبار و جعل به انسان فهمانده شد. تا انسان امروز بر اساس شواهد موجود و دلایل و قرائن به دین و حقانیت الله ایمان آورد و این اعتبارات و جعلیات را بکار گیرد و پس از مرگ با حقیقت آنها روبرو شود. پس هر عملی اعم از نیک و زشت یک حقیقتی ماورای درک ما دارد، و آن حقیقت را خداوند با ولایت تکوینی اش تبیین نموده است و اقبال و ادبار ما و انکار و ایمان ما در آن حقیقت کمترین تغییر و تحولی ایجاد نخواهد کرد.

لازم است نگاهی کوتاه داشته باشیم به تاریخ اسلام، که پیامبر عزیز اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله از ابتدای بعثت مقدمات تشکیل حکومتی اسلامی را فراهم نمودند و بعد از تشکیل آن هم بدون هیچ ملاحظه ای و برای رضای خداوند احکام او را در زمین اجرا می نمودند، که این احکام شامل حدود و دیات و دیگر احکام قضایی و حکومتی اسلام نیز می شد. حال آنکه پیامبر اسلام چه از نظر ایمان و چه از نظر علمی در بالاترین درجه ممکن بین تمامی انسان ها برخوردار بود و قطعا تمامی موارد موضوع بحث ما در ذهن او حاضر بوده است و او بنابر قول خداوند از هرگونه زشتی و پلیدی به دور بود و نه گناهی مرتکب می شد و نه اشتباهی،و ما نیز به حقانیت او و عملش ایمان داریم و راه او را در تشکیل حکومتی اسلامی بدون واهمه از فتنه گران و کفار ادامه خواهیم داد.

صاحبان استدلال مطرح شده، در ورای اندیشه ی مطرح شده شان صرفا به دنبال بی ثبات کردن دین و حکومت دینی اند، چرا که وقتی هر روز درحکومتی دینی شبهه وارد کنیم که امروز دین عرفی شده است وباید دین را از زندگی مردم دور کرد، حکومت دینی هیچ گونه ثبات و استحکامی نخواهد داشت. امروز پس از هزاران سال شیعه حکومتی تشکیل داده است که احکام الهی را در زمین اجرا کند، و هنوز ما مشغول پاسخگویی به آنانیم که ترجمان طوطی وار اندیشه های جان لاک و پوپر کر و کورشان کرده است و خلقت و خالق خویش را از یاد برده اند. اولئک الاغلال فی اعناقهم و اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون.

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابی طالب علیه السلام.

 

موضوع :
ارسال شده توسط جویای حقیقت در تاریخ ۱۳۸٩/٤/٦ | نظرات شما ()
آخرین مطالب ارسالی