جویای حقیقت
حیرت،شجاعت،واقع نگری و عقل مداری یاران همیشگی من اند...

بسم الله الرحمن الرحیم

اصولا نظام پردازشی ذهن زنان به نحوی خلق شده است که برای تک تک اعمالشان هدفی را دنبال کنند.سرعت  پردازش ذهن زنان چندین برابر مردان است و آنچه در محیط پیرامونشان اتفاق می افتد و آنچه میشنوند و می بینند را بسیار سریع مورد تحلیل قرار می دهند.زنان سلام می کنند، چون از اینکار هدفی را دنبال می کنند، خداحافظی می کنند چون به دنبال رسیدن به اهدافی هستند. تک تک رفتار زنان توجیه خاص خود را دارد و زنان بدون دلیل کاری را انجام نمی دهند. ریز ریز اعمال روزمره شان قبل از انجام توسط ذهن تیز بینشان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته و اگر آنها را به هدفشان نزدیک می کند، انجامش می دهند. مردانی که شناخت کافی از قدرت های زنان ندارند به این باورند که بعضی اعمال زنان را می توان به اعمال طبیعی و روزمره تعبیر کرد و به علت آنها حساس نشد، در حالی که زنان قدرتمند تر و پیچیده تر از آنند که کاری را بدون علت انجام دهند. ذهن زنان هیچ وقت از تحلیل و آنالیز باز نمی ایستد و در آنی که به اهداف پیشین اش رسید هدف جدیدی برای اعمال خود خلق می کند. البته این خصوصیات ذهنی بیشتر در روابط اجتماعی شان تبلور و ظهور پیدا می کند تا رفتار شخصی شان، اگر چه بسیاری از امور شخصی شان را نیز به علت تاثیر گذاری بر اهدافشان در اجتماع انجام می دهند و رفتار فردی و اجتماعی شان را نمی توان کلا از هم منفک دانست. زنان موجوداتی ضعیف و آسیب پذیر نیستند، بلکه از بالاترین قدرت ها برخوردارند و مردان به هیچ وجه در مکر و خلق و یا انتخاب راه حل به گرد پای زنان نمی رسند. البته مکر زنان و مکار بودنشان، صفتی دون و پست نیست، چرا که خداوند نیز در قرآن کریم خود را بهترین مکاران می داند و تنها صفات حسن از آن خداست و او از صفات نقص و دون مبری است. زنان مکارند و مختارند که مکر خود را در کدام طریق ،اعم از حق و باطل، به کار برند.

زنان خصوصیات دیگری نیز دارند که نه می توان آنها را حسن نامید، نه قبح. مثل اینکه آنها نیاز به تکیه کردن به مردی را در زندگی شان احساس می کنند. خواستار اینند که مردی باشد که در پناه او به زندگی بپردازند و خود را بدون او بی سرپرست و بی پناه می دانند. مردان بالعکس خواستار تحت سرپرستی گرفتن زنی را که به او علاقه داشته باشند هستند و در غیر اینصورت خلا وجود زنی را در زندگی شان حس میکنند، و از این صفت سخت ترین و منطقی ترین و بی احساس ترین مردان نیز بی بهره نیستند. تکیه کردن و نقطه ی اتکا بودن بالذات نه برای مرد و نه برای زن نه حسن است و نه عیب. بلکه از بعضی نقاط تکیه کردن زنان به مردان را میتوان حسن دانست و از جهاتی عیب و این مساله چه در مورد مردان و چه در مورد زنان نسبی است و نمی توان مطلق در مورد آن نظر داد. توضیح آن که مثلا زندگی مردان را اگر با دقت بنگرید می بینید که سخت تلاش می کنند و عرق می ریزند تا زنی که دوستش میدارند را راضی نگه دارند، درحالی که او در تمامی این ساعات در خانه است. بعضی شبهه می کنند که زنان نیز امور مخصوص به خود را دارند در خانه، که به ظاهر درست است، اما نقص این استدلال وقتی معلوم می شود که مثال آوریم از بسیاری از مردان که وسایل رفاه را برای همسرشان فراهم میکنند بدون اینکه همسر در خانه به قول معروف به سیاه و سپید دست زند.

زنان پیچیده اند و قدرتمند، اما خداوند بر اساس حکمت خود خصوصیتی در وجود آنها نهاد که شاید به نحوی قدرت بالذات آنها را کنترل می کند و مانع می شود از اینکه در عرصه های مختلف مردان را تحت سیطره ی خود قرار دهند و چه بسا مردان را اسیر و برده ی خود کنند و وسیله ی دستیابی به اهداف خود. صفتی که برای تکمیل صفات منطق گرا و عقل مدار مردان درنهاد زن قرار داده شد مردان بدون آن به پختگی کامل نمی رسیدند و آن سیطره ی احساسات بر عقل زنان است. زنان از قدرت تحلیل و آنالیز فوق العاده ای برخوردارند، اما نه آنجا که احساسات بر خلاف عقل حکم کند. در وجود زنان احساسات بر عقلانیت سایه انداخته و هر از چند گاهی از ابراز وجود عقل جلوگیری می کنند. در شرایطی که احساسات در تمامی ابعاد فکر زنان محیط است، آنچنان بخشی از عقل به انزوا در می آید که به قول امیر المومنین علی علیه السلام زنان ناقص العقل نامیده میشوند. این نقصان عقل البته به معنای عدم وجود بخشی از عقلانیت در زنان نیست،بلکه به معنای تاثیر گذاری احساسات بر آن بخش از عقل است که با احساسات در مقابله است و احکامی بر خلاف احکام عقل صادر می کند. مواقعی پیش می آید که آنچه احساسات و منشاء آن حس می کند، با آنچه که عقل درک میکند در تقابل است و با هم یکسان نیست و چه بسا متضاد است. در این شرایط زنان به دلیل تاثیر پذیریشان از احساسات و تشدید آنها در مواقع حساس، قادر به تصمیم گیری بر اساس حکم عقل نیستند و اعمالی احساسی و نابجا از خود بروز می دهند.

کتابها باید نوشت در بیان صفات زنان، و آنچه گفته شد قطره ای از دریا بود. باقی مطالب را به مقالات بعدی واگذار میکنیم.

اما سخن آخر که از پیچیدگی زنان و مکرشان در تک تک رفتارشان با آنها سخن مگویید، چرا که زنان پیچیده تر از آنند که به پیچیده بودن خود اعتراف کنند...!

 

موضوع :
ارسال شده توسط جویای حقیقت در تاریخ ۱۳۸٩/۳/٢٩ | نظرات شما ()
آخرین مطالب ارسالی