جویای حقیقت
حیرت،شجاعت،واقع نگری و عقل مداری یاران همیشگی من اند...

مطالعه این نوشتار نیازمند مطالعه ی مطلبی با عنوان "تراژدی دموکراسی" در همین وبلاگ است.دسترسی به مطلب یاد شده از منوی "عناوین مطالب وبلاگ" امکان پذیر است.

آنچه به زبان طنز گذشت،واقعیتی بسیار تلخ در روزگاری است که پرده های جهل و احساسات نابجا و امیال نفسانی چشمان حاضران جوامع را کور کرده و هرآنچه باید از واقعیات ببینند را مانع می شود.تیلیغاتی سهمگین و بی رحم پرده های بصیرت را میدرد و به تاراج میبرد ایمان افراد را به واقعیاتی مبرهن و همچو روز روشن. موجودی که در این طنز با مظلوم نمایی و منحرف کردن افکار سعی بر معرفی خود به عنوان مظلومی بی نظیر دارد،در غلظت ناپاکی ورد زبان هاست و همواره در کثافت غوطه ور.آنچنان از پاکی بدور است که انگار جزیی از مفهوم "نجس" شده است و با هزاران بار شستشویش نیز نفی نجاست از او ممکن الوقوع به نظر نمی آید. بگذریم از بحث اقوامی که به سبب قربی که بین ذات خود و وجود این موجود میبینند آنرا طعام خود می سازند و نوش جان میکنند! این موضوع که جناب سوسک در این مقاله طنز با چه زبان شیرین و دل نواز و رحم برانگیزی به تعریف از صفات دون خود می پردازد بسیار نکته ی جالبی است و به آنچه امروز در جامعه ی جهانی میبینیم بسیار نزدیک. استفاده از کلید واژه هایی مثل "حقوق بشر" و "دموکراسی" و امثالهم همگی به معنای ابزاری بودن این مفاهیم در زبان گوینده است و ضرورت تیزبینی و نکته سنجی خواننده یا شنونده را موجب می شود. آنچه امروز شاهد آن هستیم،چه در سطح بین المللی،و چه در سطح داخلی کشور و در میان گفتار و رفتار و افکار برخی گروه های معاند، همگی ما را به یاد داستان جناب سوسک می اندازد و افسوس میخوریم برای تمام کسانی که بدون شناخت ماهیت آن موجود یا فرد یا گروه یا کشور، سطحی نگری کردند و احساساتی شنیدند و بدون رسیدن به مقام معرفت به ذات آن موجود یا موجودات، قضاوت کردند و فریب تبلیغات را خوردند. آه از وجود کسانی که افسار عقلشان را سپرده اند به دست چهارپای چموش احساساتشان و میدوند از پی امیال و عاقل بالقوه و متخیل بالفعل اند. آه از آنان که میروند به هر سو که جماعت برود و همرنگ میشوند با سردرگمان در گردباد جهل. آه از آنان که میفروشند ایمانشان را به تاثیر پذیریشان از صدای دشمن و ساده لوحیشان را با تبعیتشان از ولایت بی اثر نمی کنند...

 واقع نگر باشیم و بپذیریم واقعیات را هر چند بر خلاف میلمان باشد.هرچند که با تمام افکار قبلی مان متضاد باشد و گذشته مان را به چالش کشاند. تطابق دهیم افکار و رفتار و گفتارمان را با واقعیاتی که به سادگی با استناد به منابعی چون قرآن و احادیث و نظرات "راویان حدیث" قابل تشخیص است. نفروشیم ابدیتمان را به تعصبمان در این چند لحظه و ترس از آبرویمان در صورت بازگشت از مواضع پیشین. "واقع نگری" هنر مردان بزرگ است، و از پس هر کسی ساخته نیست."حر" باشیم و بین دنیا و آخرت درست انتخاب کنیم. التماس دعا

 

 

موضوع :
ارسال شده توسط جویای حقیقت در تاریخ ۱۳۸٩/٢/۱٦ | نظرات شما ()
آخرین مطالب ارسالی